


![]() | |
| مدافعين حقوق زنان خواستار پيگرد قانونی عاملان خشونت عليه زنان هستند. |
بزرگ تصمیم تاریخی زنان در دفاع از
حقوق مدنی ، اجتماعی و اقتصادی شان
است.
زنان هنوز هم در زیر شلاق جنگ سالاران
در ستم و رنج بسر میبرند .
در هر کنج و کنار کشور تحریکات ضد خواستهای انسانی زنان و جلوگیری از تعلیم ، آموزش و آزادی زنان ورفتار خشونت آمیز علیه زنان به گوش میرسد و نیروهای فناتیک مذهبی به تحریک تندروران مذهبی مئطقه میخواهند با فریبکاری حکومت مذهبی استبدادی را د روطن ما مستقر بسازند و دو باره حقوق انسانی مردم و بخصوص زنان کشور را بی رحمانه نقض نمایند. زنان آزادی دوست کشور ما از همه روشنفکران و مدافعین دموکراسی و حقوق بشر میطلبد تا با اتحاد و مبارزه جدی جلو استقرار دوباره نظامهای ایدیالوژیک و فناتیک مذهبی را که یک خطر ملی ومنطقوی است بگیرند.
دافغانستان د آزادیخواه ددموکراتانو کرنلاری په تولنیزه برخه کی.
په تولنیزه دگرکی د آزادیخواه ددموکراتانو گوند اساسی موخه په افغانستان کی د مدنی تولنی
داساساتو رامنحته کول دی او پدی برخه کی دگوند هلی حلی د بشر دحقوقو د نریوالی اعلامی او
دموکراسی د اصولو پربنست تر سره كيږي .
اهداف اساسی حزب دموکراتهای آزادیخواه افغانستان در عرصه اجتماعی.
ایجاد و رشد جامعه مدنی ودرین عرصه فعالیت حزب به اساس موازین اعلامیه حقوق بشر و
دموکراسی متکی است.
- دفاع از حقوق و آزادی زنان بحیث بخش بزرگ جامعه و تامین سهم زنان در امور سیاسی ،
اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی کشور و فراهم کردن زمینه های که باید زنان از برابری کامل
سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وانسانی برخوردار باشد.
- بخاطر تامین حفظ الصحه و تداوی مردم ضرورت است تا موسسات صحی و کلینیک های
مدرن اعمار گردد. و بمنظور حفظ کودکان لازم است تا مراکز صحی و شبکه حمایت از طفل و
مادر ایجاد شود. دولت در تداوی رایگان هموطنان بی بضاعت بخصوص زنان ، اطفال و کهن
سالان سبسایدی متقبل گردد. اقتباس از برنامه حزب دموکراتهای آزادیخواه افغانستان
|
| ||||
| ||||
«تجاوز» جنایت خشونت باری است که گاه به مرگ قربانی میانجامد، گاه باعث خودکشی وی میگردد، و در صورت ادامه زندگی، مشکلات جنسی، جسمی و روانی فراوانی را برای وی به همراه دارد. برشمردن همه آسیبهای حاصل از تجاوز بحثی طولانی و تخصصی را میطلبد که در این نوشتار نمیگنجد. از این رو، در اینجا اشارهای کوتاه به برخی از این آسیبها میشود.
• آسیبهای جسمانی
تجاوز گاه با چنان خشونتی انجام میگیرد که نه تنها عضو جنسی، بلکه دیگر اعضای بدن قربانی نیز آسیب میبیند. کودکانی که هنوز به سن بلوغ نرسیدهاند، براثر پارگی در واژن یا مقعد درچار خونریزی میشوند. بیشترین شدت آسیبهای جسمانی در تجاوز به کودکان و یا تجاوزهای گروهی به بزرگسالان مشاهده میشود.
• آسیبهای روانی
آسیبهای روحی و ضربههای روانی ناشی از تجاوز گاه به قدری شدید است که با شدیدترین ضربههای روحی برابری میکند. بیماری روحی قربانیان تجاوز به عنوان «سیندروم ضربه روحی پس از تجاوز» Rape Trauma Syndrome مشخص میشود. این بیماران گاه برای مدتهای بسیار طولانی از عوارضی همچون افسردگی، بیاعتمادی، بدبینی، زودرنجی، احساس شرم و گناه، درونگرایی، ترس، اضطراب و ناامنی رنج میبرند. آسیبهای احساسی و روانی صدمههایی وارد میسازد که روند التیام آنها بس درازمدتتر از زخمهای جسمی است.
• آسیبهای جنسی
تجربه دردآور تعرض جنسی دربسیاری موارد باعث ميگردد که قربانی لذتی در تجربه جنسی نیابد و آن را گونهای از شکنجه بداند. بدین ترتیب، زندگی جنسی قربانی کاملا مختل شده و گاه هرگز به حالت عادی بازنمیگردد.
• بیماریهای آمیزشی
هنگامی که تعرض جنسی بدون استفاده از کاندوم صورت میگیرد، خطر آلودگی به بیماریهای آمیزشی و از جمله ایدز وجود دارد. «شرم» ناشی از تجاوز مانع از انجام آزمایش و درمان میگردد.
• بارداری
زنی که قربانی تجاوز میشود، ممکن است که باردار شود. در اینصورت، زن صاحب جنینی در شکم خود میشود که نه تنها حاصل یک تجربه دردآور شکنجه جنسی است، بلکه هرکز امکان تشکیل خانوادهای مرکب از پدر و مادر برای آینده آن جنین متصور نیست. در عین حال، زن امکان دسترسی به امکانات پزشکی برای سقط جنین را ندارد. بیاد آوریم که سالانه صدهزار زن براثر سقط جنین غیربهداشتی(4) در کشور ما جان میسپارند!
چه باید کرد؟
اولین وظیفهای که پیش روی ماست، این است که باید با انکار و سانسور و تاریکخانه فرهنگی مبارزه کرد. سنتهای غلط فرهنگی در «خصوصی» شمردن مسائل جنسی نه تنها بطور مستقیم مانع از پیشگیری و کاهش جرم و جنایت میگردد، بلکه عامل اصلی عقبماندگی قوانین حقوقی و مقررات اجتماعی بوده و قربانیان تعرض جنسی را از هرگونه حمایت حقوقی محروم میدارد. بطور مشخص میتوان دید که نتیجه چنین فرهنگی از جمله مشکلات و آسیبهای زیر است:
• گفتگوی موثر درمیان اعضای جامعه درباره مفهوم «آزار جنسی» و «تجاوز» وجود ندارد، و از این رو امکان پیشگیری از « آزار و تعرض و تجاوز جنسی» به شیوه آگاهسازی عمومی و بویژه آموزش نوجوانان وجود ندارد.
• تابوهای اجتماعی از جمله «احترام به بزرگتر» و «احترام به فامیل» قویتر از عامل «دفاع از خود در مقابل تجاوز جنسی» عمل میکند.
• قربانیان از تعریف جرم و جنایت آگاه نیستند، و به سختی میتوانند تشخیص دهند که قربانی جرم شده اند.
• رابطه جنسی سالم تعریف نگشته و هرگونه رابطه خشونتآمیزی در چارچوب شرع روا شمرده میشود. خشونت در رابطه جنسی تقبیح نمیشود، و تلاشی در جهت جدا کردن خشونت و تحقیر و توهین از رابطه جنسی انجام نمیگیرد. از آنجاییکه اکثر قربانیان فرهنگ خشونت جنسی زنان هستند، چنین فرهنگی در ترویج خشونت بشدت «زن ستیز» است.
• افکار عمومی تعریف جرم و مجرم را ندانسته و غالبا قربانی را شریک جرم تصور میکند. قربانی تجاوز و تعرض جنسی غالبا تحت تاثیر فرهنگ اجتماعی خود را مقصر دانسته و دچار شرم و گناه میشود و آسیبهای روحی وی افزایش مییابد.
• حقوق قربانیان تعریف نشده و نیز قربانیان از همان اندک حقوق خویش درباره شکایت و درخواست غرامت از تجاوزگر ناآگاه هستند.
• زنان قربانی تجاوز جنسی قادر به پیشگیری از بارداری ناخواسته نیستند(5)، و درصورت وقوع بارداری، امکان انجام سقط جنین را ندارند(5).
• تابوی پاره شدن پرده بکارت در جامعه سنتی شانس زنان را برای ازدواج بشدت کاهش داده و زندگی زن از نظر اجتماعی و اقتصادی نیز بشدت لطمه میبیند.
• قربانیان تجاوز جنسی قادر به حفاظت از خویش در مقابل بیماریهای واگیردار نیستند(6).
• قربانیان تجاوز از راهنمایی و مشاوره روانی، خدمات پزشکی، و حمایت قانونی محروم هستند.
به دلیل شدت سانسور در فرهنگ ما، گفتمانهای جنسی وقتی که در سطح اجتماعی بطور روشن مطرح نمیشود، زیرزمینی شده و در حوزه فرهنگ خشونت و توهین به زن رشد میکند. این امر به تبلیغ و رواج هرچه بیشتر خشونت جنسی علیه زنان و کودکان و دیگر افراد آسیبپذیر در جامعه میانجامد. یکی از وظایف حکومتگران و روشنفکران جامعه در مبارزه با خشونت علیه زنان، پاکسازی فرهنگ جنسی جامعه از خشونت بویژه در میان جوانان است. با تبدیل مساله به یک گفتمان عمومی است که میتوانیم آن را به عنوان یک معضل اجتماعی تعریف کنیم، و سپس راه چاره موثر اجتماعی برای آن بیاندیشیم.سهیلا وحدتی
****** ******
بدرفتاری با زنان نیز اذیت و جرم تلقی میشودگ :
گذشته از «تماس جنسی ناخواسته» که جرم شناخته میشود، دستهدیگری از رفتارهای جنسی آزاردهنده که حتی عاری از هرگونه «تماس» است، نیز در قوانین کشور های غربی جرم شناخته میشود و قابل پیگرد قانونی و مجازات بوده و شاکی میتواند ادعای غرامت نماید. این دسته از رفتارهای جنسی ناخوشایند که «آزار جنسی» sexual harassment نامیده میشود، شامل رفتارهایی است که براساس «جنس» انجام میشود و در دستهبندی جرائم «تبعیض جنسی» قرار میگبرد. بطور نمونه، رفتار یا کلمات ناشایست مردی که در مقابل زنی انجام شده و محیط کار یا تحصیل را برای آن زن ناخوشایند میسازد، یا پیشنهاد جنسی رئیس اداره به زنی شاغل در محیط کار که با وعده ارتقای موقعیت کاری آن زن همراه است، جزو «آزارهای جنسی» محسوب میگردد.
** ** **
گسترش خشونت علیه زنان نسبت به سال گذشته
![]() |
مقامات وزارت زنان می گویند، با آنکه ۹۹ درصد از موارد خشونت و بدرفتاری با زنان افغان به آنان گزارش داده نمی شود، ولی تنها یک درصد اطلاعاتی که این وزارت به آن دسترسی دارد، نشان دهنده رقم بالای خشونت با زنان افغان است.
براساس دریافت های وزارت زنان افغانستان، بیش از پنجاه و هفت درصد از دختران افغان به ازدواج اجباری سوق داده می شوند.
وزارت زنان افغانستان همچنین از لت و کوب زنان و دختران که در بسیاری موارد منجر به مرگ آنان می شود، اهانت، اعمال شکنجه های روانی و فیزیکی از سوی مردان خانواده و جلوگیری از دسترسی به آموزش، به عنوان جدی ترین موارد خشونت علیه زنان افغان یاد می کنند.
******* *******
![]() |
حزب دموکراتهای آزادیخواه افغانستان به این عقیده است که زنان بیش از نصف جامعه راتشکیل میدهند وزحمت بزرگ را در تربیت و رشد اطفال و نوجوانان کشور ایفا می نمایند و در زیر استبداد نظامهای ایدیالوژیک و بخصوص فناتیک مذهبی مورد ظلم وستم وحشیانه قرار میگیرد. که فقط دراتحاد ومبارزه هدفمند بسوی دموکراسی و حقوق بشر و استقرار یک قانون انسانی میتوان به این استبداد نقطه پیان بخشید .



